14217501cgqlypwwsc_ph1

آه ای روح بزرگ نیاکان , اینک چپق صلحم را به سوی تو دراز می کنم . به سوی تمامی فرستادگان چهار باد , و به سوی مادر زمین که فرزندانمان را سیر می گرداند , فرزانگی را به ما عطا کن تا بیاموزانیم فرزندانمان را عشق و احترام و یکدیگر را دوست داشتن . که تنها در این مسیر است که آنها با صلح درونی رشد خواهند کرد و به ما بیاموز که تقسیم کنیم تمامی خوبیهایی را که تو برایمان در زمین فراهم کرده ای ( شاهین زرد )

———————————–

blog-slowbull-praying-1907-coffee

نیایش برکت در قبیله Cherokee :

باشد که بر فراز خانه هاتان  به آرامی بوزند بادهای گرم بهشت

باشد که روح بزرگ پاک گرداند آنانی را که بدانجای گام می نهند .

باشد که قدمهاتان در جنگلی پر برف بپیماید مسیر شادمانگی را

باشد که بوسه زند رنگین کمان هماره بر شانه هاتان.

———————————–

il_430xn-72562756

زمین به من آرامش آموخت , چونان گیاهی که با نور قرار می یابد .

زمین به من رنج کشیدن آموخت , چونان تخته سنگی قدیمی که از خاطرات کهن رنج می برد .

زمین به من فروتنی آموخت , چونان شکوفه ای که در بهار فروتنانه بر زمین می افتند .

زمین به من پاسداری آموخت , چونان مادری که فرزندش را در آغوش می کشد  .

زمین به من شجاعت آموخت , چونان درختی تنها و استوار ایستاده بر قامت خویش  .

زمین به من گذار زمان آموخت , چونان مورچه ای که بر زمین گام بر می دارد .

زمین به من آزادی آموخت , چونان عقابی که در آسمان اوج می گیرد .

زمین به من تسلیم آموخت , چونان برگی که در خزانی رنگارنگ بر زمین افتاده و می میرد .

زمین به من باز پیدایی آموخت , چونان خیزش بذری از بستر خاک در بهار .

زمین به من آموخت چه سان خود را فراموش کنم , زانگونه که تکه ای برف زندگی اش را به فراموشی می نشیند .

زمین به من آموخت چگونه مهربان بودن را , چونان گریستن کشتزاری خشک در زیر گامهای باران .

—————————————-

native20american2012

سپاس مادرم زمین را که ما را نگاهداری می کند .

سپاس رودخانه ها و نهرها را که برای ما آب را فراهم می گردانند .

سپاس گیاهان را که دارو برای درمان دردهایمان فراهم می گردانند.

سپاس ماه و ستارگان را آن هنگام که خورشید در آسمان نیست وآنان نورشان را بر ما می گسترند .

سپاس خورشید را که با چشمان پر سخاوتش بر زمین نگاه می افکند .

و در پایان سپاس روح بزرگ را که به تمام خوبی ها شکل داد , او که هدایت کرد تمامی خلقت را بر خیر فرزندانش .

———————————–

native_american5b15d

:   Hey Hey !   Hey Hey  !   Hey Hey  !  Hey Hey  !

پدربزرگ , روح بزرگ , تویی که همیشه بوده ای و پیش از تو هیچ نبوده است

کسی جز تو را شایستۀ پرستش نمی دانم

تنها تو , هر چیز که تو می نگری و هر چیز که به دست تو ساخته شده است .

تمامی ستارگان کهکشان را تو به انجام رسانیده ای

چهار جهت زمین را تو به انجام رسانیده ای

در آن روز تو به انجام رسانیده ای

پدر بزرگ , روح بزرگ , کنون بیارام در آغوش زمین تا که بشنوی نوایم را

قدم بگذار در مسیری که خورشید غروب می کند و آنگاه مرا بنگر

بدان جای  که آذرخشها آغاز می شوند مرا بنگر

بدان جای که آن سفید بیکران در قدرت می زید , مرا بنگر

بدان جای که خورشید پیوسته می درخشد مرا بنگر

بدانجای که تابستان می زید مرا بنگر

تو در ژرفای بهشت ها , ای عقاب قدرت مرا بنگر

و تو ای مادر زمین , تنها مادر , تویی که سپاسگزاری را به فرزندانت آموختی , بشنو مرا

و ای چهار سوی زمین اینک من نیز خویشاوند شمایانم

دهید مرا توانایی گام نهادن به آرامی که من نیز خویشاوند شمایانم .

مرا چشمانی دهید از بهر دیدن و قدرت فهم این را که من نیز از شمایانم .

با قدرت شماست که مرا تاب ایستادن در برابر بادهاست

روح بزرگ , روح بزرگ , پدر بزرگ من , براستی که در تمامی جهان آفریدگان به یک گونه اند

با مهربانی صورت فرزندانت را بنگر , باشد که تاب آورند باد ها را در راه نیکی تا بپیوندند به روز آرامش.

این نیایش من است , بشنو نوای خاموشم را تا بدان زمان که با شوقی وصف ناپذیرتو را می خوانم

مرا بشنو . (  Hetchetu aloh )

———————————————-

native_american_

آه ای روح بزرگ سرخپوستان

کلامم را بشنو , که آنان سخنانی هستند از قلب , روح و ذهن من !

آه ای روح بزرگ

ذهن من باش

چشمان من باش

گوشهای من باش

قلب من باش

روح من باش

تا مرا یارای گام برداشتن با بزرگی و غرور باشد

آه ای روح بزرگ سرخپوستان

مرا بشناس

که من از مردمان تو هستم

من یک سرخپوستم , سرخپوستی در چرخۀ حیات

یک زندانی جنگ در سرزمین خودم

آه ای روح بزرگ سرخپوستان

کلامم را بشنو که آن برای تو و از تو می باشد .

تو راه زندگی من در قلمرو حیات هستی .

————————————–

nativeamericanart

نیایش قبیلۀ سو :

پدربزرگ , ای روح بزرگ جهان

با مهربانی تو بود که آفریدگان بدین جای پای نهادند .

از نور خویش سرشارمان ساز

ما را قدرتی برای فهم و چشمانی برای دیدن بخش

به ما بیاموز چگونه گام بر داشتن بر مادر زمین با مهربانی را

آه ای روح بزرگ

تو کسی که صدایش در بادها پیچیده است , بتابان رنگ زندگی بر دشت بیکران

مرا بشنو , کوچکم و بس ناتوان

و بر قدرت و فرزانگی ات سخت نیازمند

بگذار در زیبایی گام بردارم تا چشمانم بنگرند غروب آفتاب ارغوانی را .

دستانم را سپاسگذار آفریدگانت قرار ده و به گوشهایم توان شنیدن صدایت را عطا کن .

مرا فرزانه گردان , باشد که دانم آنچه را به فرزندانت آموختی

بگذار بیاموزم رازهایی را که در دل برگ و صخره پنهان نمودی

بر جریان تند بادی سوار بر فراز کوه ها پرواز می کنم

بی هیچ مانعی در دریاچۀ آسمان , آری به آرامی حرکت می کنم

گویی گرمای خورشید را راهیست بر تنم  , که قلب تپنده ام را گرما می بخشد

و هوایی تازه که با هرحرکت بالهایم وزیدن آغاز می کند

بالا و بالاتر پرواز می کنم , نور ابرهای مه آلود مرا در آغوش گرفته است .

ابرهایی که تمامی هستی ام را به بند کشیده اند و تنها راهنمایم گرمای قلبم است

بالا و بالاتر پرواز می کنم  , در پس ابرهای تیره اینک تمامی آنچه مرا محصور  کرده بود از میان رفته است

روشنایی آن بزرگ سفید که بر فراز من است  روح مرا با نوایی تپنده می شکافد

اینک در ورای ستارگان خزیده ام با بالهایی از عشق

—————————————-

2979253-2-native-american-indian

بگذار بدانیم صلح را

تا آن زمان که ماه را پدید آمدن می باید و رود را خروشیدن

تا ان زمان که خورشید را درخشیدن می باید و گیاه را روییدن

بگذارصلح را بدانیم

—————————–

10264272

مردان سفید خانه های بسیار ساختند

آنان زمین را شکافتند و ساختند

درختان را واژگون کردند و ساختند

تلاش کردند و ساختند

اینک ایستاده بر بلند کوهستان بر ابرها می نگرم که خانه های زیبایی درآسمان ساخته اند

آنان ساختند و گریستند

آنان ساختند و گداختند

شهرهای مردان سفید

آنان به زیبایی شهر های ابرها نیستند

آنان به بزرگی شهر های ابر ها نیستند

کنون باد ها می وزند در تنها چادر سرخپوتی  و این تنها خانه ایست که من دارم

Advertisements